تبلیغات
پروژه بیداری - ک رب ل ا...
پروژه بیداری

اللهم ارزقنی ا لشهاده فی سبیلک

برای کربلا یک مرز بیشتر نیست ، از خود که گذشتی ، به کربلا رسیده ای...

آن روز که از خود گذشتی ، مسافر کربلایی...و آن روز که به خود رسیدی زائر کربلا...

 

هر که از خود گریخت ، به کربلا رسید ؛ و هر که از کربلا گریخت ، به خود نرسید...

 

ما به کربلا رسیدیم ...ولی ما را هنوز تا کربلا فاصله بسیار است...

 

اشتباهی در کار نیست ، قرار بود ما را به بهشت ببرند ، کربلا بردند...

 

فراق پایان گرفت و ما به بهشت بازگشتیم ، ولی نه آن بهشت که آدم از آن رانده شد ، بهشتی که آدم از آن زاده شد...

 

ما را کربلا بردند ، یعنی هنوز به ما امیدی هست...

 

بی خود اگر شدی ؛ کربلا را در خود خواهی یافت...

 

فقط ح س ی ن(ع) را ببین ! حتی برای دیدن یزید...

 

کربلا که رفتی خواهی دید ، آزمون نه چندان سهل است که می پنداشتی...

 

شکر کربلا بودن ، کربلا ماندن است، وشکر کربلا ماندن کربلا شدن ...

 

فرمود: هر که مقروض است، برود؛ اگر دل در گرو داری ، کربلا نمان...

 

در کربلا ساکت نمیشوی ، خاموش می شوی، اگرچه سوزان تر از همیشه...

 

اگر عبد نباشی، بهت کربلا دودمانت را به باد خواهد داد، کوفیان اگرچه نمیخواستند،ولی ح س ی ن را کشتند...

 

به کربلا که وارد شدی ، از خود بیرون آی! و همیشه در کربلا بمان!

 

در کربلا ماندن ،جز با رفتن میسر نیست...

 

کربلا نمان، کربلایی بمان...

 

هر آنچه دادند ، همان جا خرج کن! کربلا، بعد ندارد...

 

از آسمان اگر یادگاری خواستی ، خاک کربلا را فراموش نکن...

 

نگران رفتن نباش ! رفتنی در کار نیست؛ کربلا را برای بازگشت آفریده اند...

 

آنانکه زندگی را ز گهواره تا گور میدانند ، کربلائی نمیشوند...

 

کربلائی باش! از آنانکه هم ترس را میکشند ، هم مرگ را...

 

کربلائی باش! حتی اگر ساکن شامی!

 

کربلائی باش! از آنانکه با مرگ زنده میشوند!

 

کربلائی باش! چنان تشنه ، که دنیا را جز دور نبینی!

 

کربلائی باش! از آنانکه پایان را آغاز میدانند!

 

غایت کربلائی شدن ، کربلا شدن...

 

تا کربلا نشده ای ، به کربلا نشده ای...

 

به کربلا که رسیدیم ، دیدیم، بیش از ما ، کربلا در انتظار بود...

 

رازی هست در اینکه هیچ کس در کربلا نمیداند ، کجاست...با کیست...و چه باید کرد...؟

 

تا از شر شیطان و نفس امان بمانیم؛ ما را از زیر قرآن عبور دادند ، یعنی از زیر سایه ح س ی ن...

 

حال دانستی چرا کوفیان چنان کردند؟! کربلا ، شهر بهت است...

 

مرا با تمام آنانکه کربلا رفته اند سوالی هست، کربلا را دیدید؟

 

هر که مدعی است خدا را دیده است، سری به کربلا بزند...

 

کربلا آخر خط  است ؛ پیاده نشوی ، برمی گردی...

 

کل ارض کربلا؛ از هر کربلائی که برون شدی، به کربلائی دیگر قدم خواهی نهاد...

 

که میداند؛ تا خدا از چند کربلا باید گذشت؟

 

از کربلا که رفتی ، کربلا رفتنت آغاز میشود...

 

از کربلا که آمدی ، خواهی دانست فراق بهشت با آدم چه کرد؟

 

شاید سفر پایان پذیرفته باشد!

                       ولی سیر پایان پذیر نیست...

 

حتی برای ما که رسم میهمان نوازی نمیدانیم ، میهمانی تو چقدر شیرین بود...

 

کل ارض کربلا، میهمانی و میهمان نوازی حسین(ع) را پایانی نیست...

 

از کربلا اگر سوال کنی ؛ خواهت گفت: نتوان گفت...

 

نشانی اگر از تو خواستند ، بگو ، از طایفه کربلائیان ام و نامم کربلاست...

 

شنیدم امام تنها بود، کربلا رفتم ، دیدم تنها تر است...

 

کربلا را نه میتوان به یاد آورد ، نه میتوان از یاد برد...

 

کربلا خود ، یاد است...

 

کربلا تمام نشد، ما تمام شدیم...

×××××××××××××


اثری از اکبر بقایی


نوشته شده در سه شنبه 27 تیر 1391 ساعت 01:47 ق.ظ توسط نظرات |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت